تفریح
امروز روز خیلی پر کاری بود.ظهر خاله رویا و خاله لیدا و امیر اومدن خونمونو تا بعداز ظهر موندن چشمتون روز بد نبینه انگار که زلزله ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ریشتری اومده بود امان از دست متین و امیر بیچاره خاله رویا ضعف اعصاب گرفته صد رحمت به تو متینی عصری که میخواستن برن شما دو تا وروجک کلی نق زدید اما بالاخره با هر ترفندی بود امیر راضی شد که بره راستی کیمیا دختر خاله لیلا رو هم اورده بودن (مامانش سر کار بود)وا...
نویسنده :
مامانی
3:53


